X
تبلیغات
رایتل

تقویت حافظه کوانتومی

یادسپاری سریع، یادگیری دائمی، یادآوری برق آسا

یادگیری لغات زبان خارجی(انگلیسی) به روش ترسیم سازی ذهنی

آموزش تصویر سازی ذهنیقبل از اینکه در مورد تصویرسازی ذهنی سخنی بگوییم لازم است مختصری در باره دو نیمکره مغز نکاتی را متذکر شویم. نیمکره چپ وظیفه درک و حفظ مطلب را بعهده دارد . همچنین پایه منطق و استدلال با استفاده از حواس پنجگانه در نیمکره چپ ساخته می شود. حافظه کوتاه مدت در نیمکره چپ قرار دارد و با توجه به اینکه این نیمکره در اکثر افراد قویتر است شاید بتوان نتیجه گرفت که اکثر کسانی که با امر آموزش سروکار دارند از نیمکره چپ استفاده میکنند. نیمکره چپ با استفاده از منطق و استدلال قضاوت می کند و همین بزرگترین مشکل بر سر راه خلاقیت است. گاهی قضاوت باعث می شود که ما در مورد چیزی نتیجه گیری کنیم و درجا بزنیم.و این امر منجر به شکست و ناامیدی و تنبلی میشود.

و اما نیمکره راست که در اکثر افراد ضعیف و غیر فعال است وظایفی از قبیل درک موسیقی و تصویر سازی را بعهده دارد. حافظه بلند مدت در نیمکره راست قرار دارد. نیمکره راست قضاوت نمی کند بلکه اطاعت می کند. و این بزرگترین امتیاز آن است. این ویژگی شاید به دلیل خواص ناخودآگاه ذهن است (در این باره مطالبی عرض خواهد شد) پایه و اساس روش تصویر سازی ذهنی که مدتها است در زمینه های متفاوت آموزشی مورد استفاده قرار می گیرد، بر فعال کردن نیمکره راست استوار است. گفتیم که حافظه بلند مدت در نیمکره راست قرار دارد بنابراین استفاده از نیمکره راست و البته بکارگیری روش تصویرسازی ذهنی موجب می شود که مطلب را با یک بار خواندن برای همیشه یاد بگیریم.توجه داشته باشید که همه ما این روش را در بعضی از موارد بکار می گیریم. بعضی از مشاغل هم بطور مستقیم ار آن بهره می برند ولی ما در یک کارگاه آموزشی که این سخنرانی مقدمه آن است این مهارت را بطور اصولی مرور میکنیم و قصد داریم به این مطلب بپرداریم که تا چه حد آموزش آن عملی است و تا چه میزان می توان آنرا در دروس مختلف بکار گرفت. تعاریف متفاوتی را می توان برای تصویرسازی ذهنی ارایه داد:

*تصویر سازی ذهنی یعنی اندیشیدن به یک موضوع خاص. در واقع وقتی به چیزی فکر میکنیم داریم تصویری از آن را در ذهن می سازیم و درک مفهوم بدون تصویر ذهنی از آن مفهوم صورت نمی گیرد.(ارسطو : تفکر بدون تصویر ذهنی غیرممکن است.)

*تصویر سازی ذهنی یعنی متمرکز کردن انرژی فکر روی موضوعی ویژه با هدفی خاص

* استفاده از تمام حواس برای خلق یا بازآفرینی یک تجربه درذهن و دیدن چنین تصویری با چشم ذهن.

هر تعریفی که از آن ارایه دهیم به دو نتیجه گیری می رسیم : 1- تصویری که در ذهن ساخته می شود واقعیتی است موجود در جهان 2- تصویری بدیع که در جهان وجود خارجی ندارد ولی ما بر اساس تجربه و برداشت شخصی خود خلق می کنیم.

گروهی معتقدند تصویر ذهنی برداشتی است از تصاویر ذخیره شده در مغز(البته طوری نیست که برای یک جراح مغز قابل رویت باشد.( این گروهpictorialist نام دارند.

گروه معتقدند چیزی به نام تصویرذهنی وجود ندارد. آنچه تصویر ذهنی به نظر می رسد حاصل تفکر است.این گروه descriptionist نام دارند.

بهرحال هردو گروه معتقدند : تصویرذهنی کاملا شبیه واقعیتهای بیرونی است و همانطور که قبلا ذکر شد ارسطو میگوید تفکر بدون تصویرذهنی محال است.

نکته بسیار مهمی که باید دانست این است که تصویرسازی ذهنی براساس خلاقیت است و نه براساس هوش. اگر چه ممکن است تمام افراد بشر با هوش نباشنندولی همگی خلاق هستند . بنابراین این روش برای تمام افراد و تمام سنین موثر است و کاربرد دارد .شاید بتوان این تعریف را بعنوان ساده ترین بیان در مورد تصویرسازی ذهنی ارایه داد: دیدن چیزی با چشم ذهن

بسیار خوب. چشم ذهن چیست و چه تفاوتی با چشم سر دارد؟

تصویر چشمی حاصل حس بینایی است و خطای باصره به این معنی است که گاهی نمی بینیم و یا اشتباه می بینیم. پس چشم خطا می کند و دیدن بدون دقت دلیل این خطا است.ولی چشم ذهن بسیار دقیق است و هرگز خطا نمی کند

یادگیری یک مفهوم با چشم سر وقت گیر و نیاز به تکرار زیاد دارد ولی با چشم ذهن می توان یک مفهوم را در یک ثانیه به حافظه بلند مدت فرستاد.

چشم سر محدود است یعنی ما تنها در صورتی که شیئ پیش چشم ما حضور داشته باشد می توانیم ببینیم ولی با چشم ذهن می توانیم شیئی را مشاهده کنیم که واقعیت خارجی ندارد و بالاتر اینکه می توانیم چنین شیئی را ابداع و به بازار عرضه کنیم.

چشم سر تنها می تواند مشخصات و مختصات موجود و واقعی یک شیئ را نشان دهد ولی چشم ذهن می تواند دهها ویژگی دیگر رابرای آن شئ خلق کند (مثلا می تواند رنگ و عطر و طعم و بو به چیزی بیافزاید در حالی که آن چیز در عالم واقع اصلا دارای چنین ویژگیهایی نیست.

تصویر چشمی با حواس پرتی همراه است ولی تصویر ذهنی تمرکز، خنده و شادی ، اعتماد به نفس و ابداع و اختراع می آورد

تصویرسازی ذهنی موجب ضخیم شدن قشر مخ می شود و این امر از فراموشی و آلزایمر جلوگیری می کند.

مهمترین دلیل بر برتری تصویر ذهنی این است که امکان ندارد کسی بگوید : قیافه شما را فراموش کرده ام ولی اسمتان یادم هست!

در عصر ارتباطات و اطلاعات که ما بمباران تصویری می شویم ذهن تنبل شده و از مطالعه فرار می کنیم و از اندیشیدن می ترسیم. فعال کردن چشم ذهن می تواند راهی باشد برای حل این مشکل.

از جمله امتیازات منحصر بفرد آن این است که در هنگام تصویر سازی، ذهن ما از آینده و گذشته جدا شده ودر زمان حال قرار می گیریم و همین امر موجب می شود از بند غم و غصه و ترس و استرس رها شده و در حالت کاملا relax قرار بگیریم چرا که در این حالت فرکانسهای مغزی ما کند شده و به سطح آلفا (حالت بین خواب و بیداری ) بر می گردد

چگونه تصویر ذهنی بسازیم؟ تصویرسازی ذهنی دو مرحله دارد.

مرحله اول : یافتن یک شباهت یا ارتباط بین مفهومی که قرار است آموخته شود و ارتباط دادن آن با یک مفهوم، واژه یا کد آشنا به ذهن

مرحله دوم : خلق یک تصویر کاملا صاف و شفاف در ذهن و دیدن چنین تصویری با چشم ذهن به مدت فقط چند ثانیه

مثال : می خواهیم کلمه bud ( غنچه ) را یاد بگیریم. در زبان فارسی این کلمه مانند ( باد ) تلفظ می شود 0 مرحله اول )

در مرحله دوم باید تصویری از این رابطه در ذهن بسازیم. مثلا می توانیم تصویر کنیم که هر گاه باد می وزد میلیونها غنچه به سمت ما سرازیر می شود. باید بوی خوش غنچه را استشمام کنیم . باید زیباترین غنچه ممکن را با چشم ذهن بطور کاملا شفاف ببینیم. حتی می توانیم دهان خود را باز کنیم تا باد غنچه را در دهان ما قرار دهد. می توانیم برای آن طعم بیافرینیم. می توانیم رقص موجی آن را که همراه باد بالا و پایین می رود با چشم ذهن ببینیم.







( این شیوه برای کسانی که مجبورند لیستهای فراوان واژه ها را در زمان محدود یاد بگیرند بهترین است )ولی اگر قرار باشد در کلاس مکالمه چنین فعالیتی صورت بگیرد به هیچ وجه نباید از زبان مادری استفاده شود و تمام مراحل تصویر سازی باید به زبان مقصد انجام شود.

* تصویر خلق شده در ذهن حاصل تجربه ایست که ناخودآگاه ما ارسال می کند. این است که تصویر ذهنی هر کس خاص خود اوست.

نکاتی را که باید در جریان تصویرسازی رعایت کنیم:

1- خودتان در تصویر ذهنی حضور داشته باشید.

2- تصویر خنده دار و مسخره باشد.

3- تصویر غیر طبیعی باشد.

4- تصویر حرکت داشته باشد.

5- از رنگهای غیر طبیعی استفاده کنید(مثلا : خون آبی راه راه – خورشید سبز – برف سیاه...)





6- از اصل جابجایی استفاده کنید(مثلا: غذاخوردن با مداد به جای قاشق ) (این تکنیک برای اسامی معنی بسیار خوب است.)

7- در ساختن تصویر مبالغه کنید.(خیلی زیاد – خیلی بزرگ...)

8- تصویر ذهنی را با چشم ذهن واضح و فقط برای چند ثانیه ببینید.

9- برای یک مفهوم فقط از یک تصویر استفاده کنید ( تصویر را عوض نکنید )

10- پشت سر هم تصویر نسازید.(بین هر دو تصویر کمی تامل کنید.)

11- ابتدا با کلماتی تصویر بسازید که قابل تجسم است (مانند: درخت – ماه...) و سپس با کلماتی مانند درد، عقل...

12- تصویر ذهنی را خودتان بسازید.




* در این روش، حتی مفاهیم را بدون دیدن آنها می توان آموخت. مثلا اگر بخواهیم برای یادگیری لغات زبان خارجی از این روش استفاده کنیم، می توانیم بدون دیدن، آنها را یاد بگیریم( نکته جالب این که دانشمندان اسکاتلندی معتقدند هر لغت دارای طعم بخصوصی است و فکر کردن به لغت بدون دیدن آن حس چشایی را تحریک می کند!)

پاسخ به چند سوال

* آیا می توان برای تمام مفاهیم(حتی مفاهیم فیزیک ، شیمی و ریاضی ) هم تصویر ساخت؟ به عبارت دیگر آیا تمام مفاهیم تصویر دارند؟ و آیا تمام افراد می توانند تصویر ذهنی بسازند؟

پاسخ این است که ما در لحظه لحظه عمر در حال تفکر ( تصویرسازی ) هستیم. این تفکر و تصویرسازی، یا در ارتباط با رویدادهای زمان حال است و یا آینده و گذشته. حتی در خواب هم این فعالیت یک لحظه متوقف نمی شود. اگر باور ندارید، سعی کنید چند لحظه به هیچ جیز فکر نکنید .آیا این امر شدنی است؟

گفتیم که ذهن ما دائما در حال تصویر سازی است. تصاویر مربوط به زمان گذشته موجب حزن و اندوه ، و تصاویر مربوط به آینده موجب خوف و ترس می شوند. تصویر سازی ذهنی مهارتی است که ما را از حزن و اندوه گذشته و ترس و خوف آینده رها می کند زیرا در جریان تصویر سازی ، ما در زمان حال قرار می گیریم. پس نه تنها همه چیز دارای تصویر است بلکه ذهن ما در هر لحظه میلیونها تصویر می سازد ولی این فعالیت چنان برق آسا صورت می گیرد که ما معمولا متوجه این فرایند نمی شویم.

البته بین تصویر سازی ذهن که تا حد زیادی غیر ارادی است، و تصویرسازی ذهنی که هدف دار و آگاهانه صورت می گیرد و کاملا ارادی است ، تفاوتهای فراوانی هست.

شاید بتوان گفت مهمترین این تفاوتها این است که : ذهن در هر ثانیه از میلیونها چیزی که در پیرامون ما وجود دارد، اسکن میگیرد و بلافاصله به چیزهای دیگر می پردازد زیرا فرکانسهای مغزی ما در حالت عادی بسیار سریع است. به همین دلیل است که اصولا ذهن خیلی زود به موقعیتهای جدید عادت می کند و همین باعث می شود که ما وجود بسیاری از چیزها را ندیده می گیریم. یعنی گاهی به چیزی نگاه می کنیم ولی آن را نمی بینیم!

پس در این که تمام پدیده ها تصویر داند و ذهن ما مرتبا در حال تصویر سازی است و تمام افراد قادر به تصویرسازی هستند ، تردیدی وجود ندارد. ولی این توانایی بالقوه است که با تمرین، می توان آن را به فعلیت رسانید. برای رسیدن به چنین هدفی می توان فعالیتهایی از این قبیل انجام داد:

1- قیافه دار کردن اعداد فارسی از 0 تا 100 ( یعنی معادل سازی اعداد و حروف الفبای فارسی) مثال : عدد 3 معادل حرف (س) است. س = 3 بنابر این ، عدد 33 معادل کلمه ( سس) خواهد بود.

حالا فرض کنید می خواهید نام سوره های قران کریم را به ترتیب شماره حفظ کنید. نام سوره 33 ، احزاب است. گفتیم

س = 3 و بنابراین عدد 33 مساوی کلمه سس خواهد بود( مرحله اول )

مرحله دوم: ( بین کلمه احزاب که سوره 33 است و سس ارتباط برقرار کنید.مثلا می توانید تصور کنید که احزاب مختلف روبروی هم صف آرایی کرده و به طرف یکدیگر سس پرتاب می کنند. )تمام اصولی را که قبلا برای تصویر ذهنی بیان شد، بکار بگیرید و تصویر را چند ثانیه با چشم ذهن ببینید.

2- استفاده از لغات زبان انگلیسی و یا هر زبان دیگری . البته در این مرحله یادگیری لغات زبان، هدف نیست ، بلکه از لغات به عنوان ابزار استفاده می شود.(ایرادی که برخی به این روش وارد می کنند این است که موجب غلط آموزی در تلفظ لغات می شود. در پاسخ باید گفت ، اگر قرار باشد از این روش برای آموزش لغات استفاده کنیم، قبل از هر چیز باید قوانین تلفظ و طرز تلفظ صحیح لغت آموزش داده شود. از این گذشته ، شما کدام روش آموزشی را می شناسید که طی آن همه فراگیران تلفظ کاملا صحیح تمام لغات را فرا می گیرند؟ علاوه بر این، در مکالمه زبان خارجی ، تلفظ درست در درجه اول اهمیت نیست. آیا منطقی است که بخاطر چنین احتمالی از این روش صرفنظر کنیم؟)

تصویر ذهنی دو نوع است : تصویر درونی (internal imagery ) و تصویر بیرونی (external imagery )

برای اینکه به تفاوت این دو پی ببرید، یک بار دیگر به تصویر سازی کلمه (bud ) عنایت فرمایید. سعی کنید این تصویر را مجددا در ذهن بسازید. حالا به این سوال پاسخ دهید: در هر مرحله چه چیزی می دیدید ؟ مثلا وقتی تماس غنچه ها را روی گونه خود احساس می کردید، آیا گونه و صورت خود را هم می دیدید؟ مسلما خیر. توجه شما فقط به رایحه و رنگ و شکل و تعداد غنچه ها معطوف شده بود ولی خودتان را نمی دیدید. در واقع در هر نوع فعالیتی که در این زمینه انجام می دهید، وضع به همین منوال است . البته احتمال دارد در بعضی از موارد، فقط بعضی از اندامهای خود را در حال انجام یک فعالیت ببینید. این همان تصویر سازی درونی است. گرچه این نوع تصویر سازی در یادگیری موثر است ولی تاثیر تصویر سازی بیرونی به مراتب بیشتر است .

تصویر سازی بیرونی یعنی اینکه از خودتان خارج شوید و درست همانطور که شخص دیگری را در ذهن به وضوح می بینید، از یک فاصله، به خودتان نگاه کنید. درست مثل اینکه به تماشای فیلم خودتان نشسته باشید.

پس زمینه ‌(background)

نکته بسیار مهمی که باید به آن توجه فرمایید ، مساله پس زمینه تصویر است. اگر یک نقاش، زیباترین تصویر را خلق کند اما این تصویر در خلا باشد و یا نقصی داشته باشد، به دل نخواهد نشست . مثلا تصویری از یک گل که در گلدان باشد، قابل قبول تر است از تصویر گلی که در یک فضای خالی قرار گرفته باشد. و تصویر گلی که داخل گلدان روی میز قرار گرفته باشد زیبا تر و مقبول تر است از تصویری که داخل گلدان در فضای خالی باشد. تصویر ذهنی هم به همین صورت است . در مثال کلمه غنچه (bud )، اگر شما فقط چند غنچه را در ذهن بیافرینید ولی دارای هیچ حاشیه و زمینه واقعی نباشد، در این صورت امکان یاد آوری لغت و یادگیری مطلب زیاد نخواهد بود. کاری که شما باید بکنید این است که یک تصویر کاملا واقعی در ذهن بسازید. تصور کنید که اگر قرار بود همان غنچه ها را در عالم واقع ببینید، این دیدن چگونه اتفاق می افتاد . چنین غنچه ای را باید بر درخت گلی ببینید که در داخل پارک یا باغی روییده و در اطراف آن گیاهان دیگر و بلبلان آواز خوان و پروانه و....

* در جایی اشاره کردیم که تصویر ذهنی نباید واقعی باشد. این نکته درستی است و با آنچه حالا می گوییم( یعنی تصویر باید درست مانند تصاویر عالم واقع باشد) تناقض ندارد . مهم این است که ویژگی های بسیار زیاد دیگری را به این تصویر ذهنی که منطبق بر واقعیت است ،بیافزایید. می دانیم که در عالم واقع، هر غنچه ای شکل و رنگ و رایحه ثابتی دارد، ولی در تصویر ذهنی،شما می توانید غنچه را تا بی نهایت بزرگ کنید، میلیونها عطر و رنگ به آن بیافزایید، آن را به شکل یک آپارتمان شیک بر فراز ابرها تصور کنید و خودتان در آن ساکن شوید. می توانید تصور کنید که هر بار که ( باد bud= ) می وزد ، غنچه به شکل دیگری جلوه می کند و رایحه مشام نوازتری از آن برمی خیزد. می توانید تصور کنید که باد از فاصله خیلی دور، غنچه بسیار ریزی را به سمت شما حرکت می دهد و هر چه به شما نزدیکتر می شود ، بزرگ و بزرگتر می شود وگلبرگ ها یکی پس از دیگری به رنگها و عطرهای گونا گون جلوه گر می شوند .

در تمام این فعالیتها، از خودتان خارج شوید و خودتان را از دور بنگرید.( تصویرسازی بیرونی )

*برای اینکه به قدرت انرژی اندیشه پی ببرید، به این نکته توجه کنید که نور خورشید با اینکه با سرعت غیر قابل تصور حرکت می کند ،ولی حدود هشت دقیقه یا بیشتر طول می کشد تا به زمین برسد . حالا شما تصور کنید در خورشید هستید و می خواهید به زمین سفر کنید. در کمتر از یک ثانیه این سفر انجام می شود. اگر اراده کنید به تمام کهکشانها هم پر بکشید، این پرواز و جابجایی هم در همان یک ثانیه روی خواهد داد.

اصل تداوم: آخرین نکته در مورد تصویر سازی ذهنی این است که ساختن تصویر ذهنی مانند بدن است و تداوم آن مانند اسکلت. همچنانکه بدن را اسکلت بر پا می دارد، تصویر ذهنی را هم تداوم و واقعی پنداشتن به نتیجه می رساند.



سوالاتی که بسیاری از افراد می پرسند شامل این موارد است : آیا می توان برای تمام مفاهیم (حتی مفاهیم فیزیک ، شیمی و ریاضی) هم تصویر ساخت؟ به عبارت دیگر آیا تمام مفاهیم تصویر دارند؟ از این مهمتر این که آیا تمام افراد می توانند تصویر ذهنی بسازند؟

پاسخ این است که ما در لحظه لحظه عمر در حال تفکر ( تصویرسازی ) هستیم. این تفکر و تصویرسازی یادر ارتباط با رویدادهای زمان حال است و یا آینده و گذشته. حتی در خواب هم این فعالیت یک لحظه متوقف نمی شود.اگر باور ندارید سعی کنید برای مدت چند لحظه به هیچ جیز فکر نکنید .آیا این امر شدنی است؟ پس نه تنها همه چیز دارای تصویر است بلکه ذهن ما در هرلحظه میلیونها تصویر می سازد ولی این فعالیت چنان برق آسا صورت می گیرد که ما معمولا متوجه این فرایند نمی شویم مگر این که به این مقوله علاقه مند باشیم و یا در این زمینه دارای تخصص و مهارت باشیم. البته بین تصویر سازی ذهن (که تا حد زیادی غیر ارادی است ) و تصویرسازی ذهنی ( که اگر هدفدار و آگاهانه صورت بگیرد ) کاملا ارادی است تفاوتهای فراوانی هست.

شاید بتوان گفت مهمترین این تفاوتها این است که : ذهن در هر ثانیه از میلیونها چیزی که در پیرامون اسکن میگیرد و بلافاصله به چیزهای دیگر می پردازد زیرا فرکانسهای مغزی ما در حالت عادی بسیار سریع ( در سطح بتا) است. به همین دلیل است که اصولا ذهن خیلی زود به موقعیتهای جدید عادت می کند و همین باعث می شود که ما وجود بسیاری از چیزها را ندیده می گیریم یعنی با این که آنها را می بینیم ولی در واقع نمی بینیم! تشکیل عادتها و اعتیاد هم شاید چنین روندی داشته باشد.

پس در این که تمام پدیده ها تصویر داند و ذهن ما مرتبا در حال تصویر سازی است و تمام انسانها قادر به تصویرسازی هستند تردیدی وجود ندارد.کاری که لازم است انجام بگیرد برگزاری یک کارگاه آموزشی است که در آن همه ما این مهارت را فرا بگیریم. در چنین کارگاهی می توان فعالیتهایی انجام داد تا فرد توانایی تصویر سازی خود را تقویت کند. از جمله این فعالیتها می توان دو مورد را دنبال کرد.

1- قیافه دار کردن اعداد فارسی ( از 0 تا 100 )

2- استفاده از لغات زبان انگلیسی و یا هر زبان دیگری (البته در این مرحله یادگیری زبان هدف نیست بلکه از لغات به عنوان ابزار استفاده می شود) بهر حال اگر بخواهیم از لغات استفاده کنیم ابتدا لازم است تلفظ دقیق انها را بدانیم.

مثال : عدد 3 با (س) شروع می شود. س = 3 . بنابر این ، عدد سس = 33 خواهد بود.

حالا فرض کنید می خواهید نام سوره های قران کریم را به ترتیب شماره حفظ کنید. نام سوره 33 قران ( احزاب ) است. گفتیم س = 3 . و بنابر این عدد 33 مساوی کلمه سس خواهد بود. شما باید بین کلمه احزاب و سس ارتباط برقرار کنید ( مرحله اول ) مثلا می توانید فرض کنید که اعضای دو حزب روبروی هم صف آرایی کرده و به طرف یکدیگر سس پرتاب می کنند. (تمام نکاتی که قبلا بیان شد در تصویر ذهنی بکار ببرید و تصویر را چند ثانیه با چشم ذهن ببینید.)

بیایید همه با هم این مهارت را فرا بگیریم و سعی کنیم به این سوال پاسخ بدهیم که : تا چه میزان می توان از این مهارت برای یادگیری استفاده کرد؟


کلمه : کار پر زحمت ، بیگاریتلفظ این کلمه مانند عبارت (در آجری) است. تصور کنید شما یک آپارتمان شیک و مجلل دارید ولی این آپارتمان بدون در است . شما مجبور هستید برای باز و بسته کردن در آجرها را یکی یکی روی هم بچینید تا در باز یا بسته شود. و این کار هر روز شما است. تصور کنید هر بار چقدر باید انرژی و وقت صرف کنید!

کارپرزحمت ، بیگاری = Drudgery


نکته : اگر بتوانید خودتان برای لغات تصویر بسازید هرگز معنی لغت را فراموش نخواهید کرد زیرا در این روش مطلب به سرعت به حافظه بلند مدت منتقل می شود.

برای این که در این روش تبحر پیدا کنید و خودتان بتوانید با لغات تصویر بسازید ، این اصول را رعایت کنید:

1- خودتان در تصویر ذهنی حضور داشته باشید.

2- تصویر خنده دار و مسخره باشد.

3- تصویر غیر طبیعی باشد.

4- تصویر حرکت داشته باشد.

5- از رنگهای غیر طبیعی استفاده کنید(مثلا : خون آبی راه راه – خورشید سبز – برف سیاه...)

6- از اصل جابجایی استفاده کنید(مثلا: غذاخوردن با مداد به جای قاشق ) (این تکنیک برای اسامی معنی بسیار خوب است.)

7- در ساختن تصویر مبالغه کنید.(خیلی زیاد – خیلی بزرگ...)

8- تصویر ذهنی را با چشم ذهن واضح و فقط برای چند ثانیه ببینید.

9- برای یک مفهوم فقط از یک تصویر استفاده کنید ( تصویر را عوض نکنید )

10- پشت سر هم تصویر نسازید.(بین هر دو تصویر کمی تامل کنید.)

11- ابتدا با کلماتی تصویر بسازید که قابل تجسم است (مانند: درخت – ماه...) و سپس با کلماتی مانند درد، عقل...

12- تصویر ذهنی را خودتان بسازید.


به خطر انداختن = Jeopardize

تلفظ این کلمه مثل( جیب پرداز ) است.‌جیب پرداز مانند خود پرداز

بانک ملی قرار است از خودپردازهای انسانی استفاده کند. یعنی بجای دستگاههای خود پرداز افرادی را استخدام می کند تا جلو بانک بایستند و از جیب خود به مشتریان بانک پول پرداخت کنند. پس وظیفه این کارمندان به خطر انداختن خود است. حالا شما تصور کنید در چنین پستی استخدام شده اید. هر لحظه باید خود را به خطر بیاندازید زیرا هیچ وسیله دفاعی یا امنیتی ندارید و هر آن ممکن است کسی (جیب پرداز ) شما را بزند!


لیستی که ملاحظه می فرمایید شامل تعدادی از لغت انگلیسی است. تلفظ این لغات دقیقا مثل تلفظ لغات فارسی است.

مثال : carکه در انگلیسی به معنی اتومبیل است (کار) تلفظ می شود. اگر بین ( car) و( کار) ،ارتباط خنده دار ایجاد کنیم هم یک لطیفه ساخته ایم و هم لغت یاد می گیریم. ما، این ارتباط را برای بعضی از این لغات ساخته ایم. فقط کافیست شما یک تصویر از این ارتباط در ذهنتان بسازید تا معنی آنرا در کمترین زمان ممکن یاد بگیرید. این فعالیت هم فال است و هم تماشا! زیرا علاوه بر تفریح و سرگرمی ، لغت هم یاد می گیرید.(ساختن تصویرذهنی دارای مشخصات خاصی است که در هنگام ارایه بعضی از لغات، این مشخصات را بیان خواهیم کرد.)



غنچه bud مکر و حیله ruse

هلو peach وزوزکردن(زنگ زدن) buzz

قطب pole التماس کردن cadge

صدای گوسفند bleat زنگ زدن(فلز) rust

عسل honey نخ نما(لباس کهنه) shabby

ظهر noon قبرستان cemetery جوراب sock

پنجه(حیوان) paw

صحبت کردن talk گل mud

غمگین sad بی ادب rude

بره lamb گناه sin

بیکار- رایگان free کمک aid

احساس کردن feel گنگ،لال dumb

لوبیا bean بزرگ،جادار roomy

غرور pride شنزار dune

یونان Greece شرق east

کرایه fare



وقتی باد می وزد ، غنچه ها به سمت شما می آیند.

قانون: خودتان در تصویر حضور داشته باشید.


یک هلو که به شکل پیچ است در دست گرفته اید و می خواهید با آچار آن را باز کنید و بخورید.

قانون: برای ساختن تصویر ذهنی از تمام حواس خود (مثلا در این تصویر از حس لامسه ) کمک بگیرید.

(واقعا هلویی را که به شکل پیچ است در دست خود احساس کنید.)

روی یک پل که از قطب شمال به قطب جنوب کشیده شده دارید حرکت می کنید.

قانون: تصویر ذهنی باید غیر طبیعی و جذاب باشد.


یک گوسفند به آژانس مسافرتی مراجعه کرده و با بع بع کردن به مسئول فروش بلیطمی فهماند که می خواهد بلیط بخرد!

قانون: تصویر ذهنی باید حرکت داشته باشد.

( گوسفند را تصور کنید که در صف آهسته آهسته حرکت می کند و به گیشه فروش بلیط نزدیک می شود.)

پدری دخترش را صدا میزند: هانی! هانی! عسل بده بابا!

قانون: استفاده از رنگهای غیر واقعی . مثلا در این تصویر رنگ هانی زرد مایل به قرمز و رنگ عسل آبی راه راه است و مزه عسل هم خیلی ترش است.

شما دارید کار می کنید. بعد از مدتی احساس خستگی می کنید. بلافاصله می گویید: نون! ناگهانظهر می شود و دست از کار می کشید.

قانون: استفاده از اصل ( بجای ) : بجای اینکه بگویید : ظهر، می گویید: نون!


بجای جوراب، ساک پوشیده اید.

قانون : استفاده از (اصل بجای)



شما در داخل یک تاکستان دارید قدم می زنید. ناگهان درخت تاک شروع می کند با شما صحبت کردن!

قانون: انیمیشن. (درخت تاک را به صحبت کردن وادار کنید!)


شما روبروی یک سد بسیار بسیار بزرگ و پهناور ایستاده اید. این سد غمگین است و دارد اشک می ریزد. شما هم دارید اشکهایش را پاک می کنید و سعی دارید حالت غمگین بودن را از چهره سد بزدایید.

قانون : تصویر ذهنی باید مبالغه آمیز باشد.(خیلی خیلی بزرگ- خیلی خیلی زیاد...)

تصویری از یک بره با پشمهای سفید و سیاه و آبی و زرشکی که نهارش را خورده و هم اکنون درحال لم دادن به پشتی است!


هر زمان که بیکار می شوید به آرایشگاه مراجعه می کنید و بطور رایگان موهایتان را فری می کنید.


احساس می کنید دست در دست یک فیل در کنار ساحل دریا قدم می زنید و از این نوعاحساس کردن لذت می برید.


بجای مستر بین ، یک لوبیا دارد نقش بازی می کند .

قانون : تصویر ذهنی را عوض نکنید.

اگر نتوانستید به هر دلیل تصویر را کاملا با چشم ذهن ببینید، دوباره همان تصویر را بسازید نه یک تصویر جدید.

اتومبیل پراید شما بدلیل غرور بیش از حد نقص فنی پیدا کرده. بنابراین از آن پیاده شده، بر غرور خود که به شکل یک وسیله نقلیه عجیب و غریب است سوار شده اید و اتومبیل پراید را یدک می کشید.

قانون : تصویر ذهنی را با چشم ذهن بطور واضح و شفاف ببینید ولی زیاد آن را در ذهن نگه ندارید.


برای تهیه گریس باید به یونان بروید.


توی هواپیما نشسته اید. بعد از اینکه هواپیما پرواز کرد، خلبان اعلام می کند: مسافران گرامی

کرایه خود را آماده کنید.البته اگر موهایتان را فر بزنید، لازم نیست کرایه پرداخت کنید.و شما فورا شروع می کنید به فر زدن موهایتان.


مشعل، چراغ قوه torch =
Torch بر وزن ترش : وقتی می گویید " ترش " ناگهان بزاقتان مشعل و چراغ قوه ترشح می کند.

منظره view =
view بر وزن : v u و یا : we you : پشت پنجره اتاقتان ایستاده اید. روبروی شما هیچ منظره ای نیست. ناگهان میلیونها v و u با رنگها و اندازه های مختلف ظاهر می شوند و در فضای روبروی پنجره بالا و پایین می روند.

تقلب کردن cheat =
شما روی پارچه " چیت " تقلب نوشته اید و سر جلسه امتحان با خیال راحت مشغول تقلب کردن هستید. کسی هم مزاحمتان نمی شود زیرا اگر پارچه "چیت" همراه داشته باشید از نظر قانونی هیچ منعی برای تقلب کردن نخواهید داشت.

غم - اندوه grief =
تلفظ این کلمه " گریف " می باشد. در لهجه مشهدی کسی که غم و اندوه داشته باشد اگر علت را از او سوال کنید خواهد گفت : فلانی حال مورو گرفت ( فلانی حال منو گرفت!)

قطب Pole =
از قطب شمال به قطب جنوب هزاران " پل " زده اند. صدها پل برای وسایط نقلیه و صدها پل برای عابرین پیاده . و تمام کشورها از این پلها برای عبور و مرور استفاده می کنند.


تاریخ ارسال: جمعه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 12:18 ب.ظ | نویسنده: kowsar | چاپ مطلب